دنیای وارونه نگیـــــــــــــــــــــــن
سلام بچه ها خوبین شرمنده تو این مدت نبودم بخدا سیستم خراب بود کسی هم نبود واسم درستش کنه بی کسی هم بددریه بگذریم چند روز پیشا به یکی از دوستام کمک کردم بقیه اومدن بدبیراه بهم گفتن!!!!!! این دوره زمونه دیگه نمیشه ثواب کرد بخدا فقط اومدم بگم هنوز زنده ام با کباب شدنم تا به مرحله جزغاله نرسیدم برم دیگه همتونو دوست دارم ببخش الی جون که نیومدم وبت یه دنیا معذرت!! روزه هستم مغزم کشش نداره واسه آپ درست حسابی (البته هیچ وقت مغزم کار نمیکردا) بوس بای دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم ! روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم روشن شود كه آتشم و آب نيستم !" جواني ، داستاني بود پريشان داستان بي سرانجامي غم آگين غصه تلخي كه از يادش هراسانم به غفلت رفت از دستم، وزين غفلت پشيمانم *** جواني چون كبوتر بود و بودم يكي طفل كبوتر باز سرودي داشت آن مرغك ـــ كه از بانگ سرودش مست بودم، شادمان بودم به شوق نغمه مستانه او نغمه خوان بودم نوائي داشت حالي داشت گه بي گاه با طفل دلم قال و مقالي داشت *** جواني چو كبوتر بود و من بودم يكي طفلي كبوتر باز كه او را هر زمان با شوق ، آب و دانه اي ميدادم پرو بال لطيفش را بلبل ها شانه مي كردم و او را روي چشم و سينه خود لانه مي دادم *** ولي افسوس هزار افسوس يكي روز آن كبوتر از كفم پر زد ز پيشم همچنان تير شهابي، تند، بالا رفت *** به سو ي آسمانها رفت فغان كردم ـــ نگاهم را چنان صياد ـــ دنبالش روان كردم ولي اوكم كمك چون نقطه شد و ز ديده پنهان شد به خود گفتم كه :آن مرغك به سوي لانه مي آيد اميد رفته روزي عاقبت در خانه مي آيد ولي افسوس هزار افسوس! به عمري در رهش آويختم فانوس جشم را نيامد در برم مرغ سپيد من نشد گرم از سرودش خانه عشق و اميد من كنون دور از كبوتر ، لانه خالي، آسمان خاليست بسوي آسمان چون بنگرم تا كهكشان خاليست *** منم آن طفل ديروزين ـــ كه اينك در غم هم نغمه اي با چشم تو مانده درون آشيان ز آن همنواي گرم خو يك مشت « پر » مانده « پر او چيست داني؟ هاله ي موي سپيد من فضاي آشيان خاليست چه هست آن آشيان؟ ـــ ويران دلم ، ويرانه ي عشق و اميد من *** هزار افسوس! هزار اندوه! جواني رفت، شادي رفت ، روح و زندگاني رفت غم آمد، ماتم آمد دشمن عشق و اميد آمد پدر بگذشت، مادر رفت، شور عشق از سر رفت سپاه پيري آمد ، هاله ي موي سپيد آمد *** كنون من مانده ام تنها ز شهر دل گريزان، رهنورد هربيابانم سراپا حيرتم، درمانده ام، همرنگ اندوهم چنان گمكرده فرزندي به صحراي غريبي، بي كسي ، هم صحبت كوهم *** صدا سر ميدهم در كوه: كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها؟! جواب آيد به صد اندوه: كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها؟ روزگاری رفت ومن در هر زمان آزمودم رنج غربت را بسی درد غربت میگدازد روح را جز غریب این را نمیداند کسی هست غربت گونه گون در روزگار محنت غربت بسی مرگ اور است از هزاران غربت اندوه خیز غربت بی همزبانی بدتر است سلامی ۲باره خوبین بچه ها شکر که خوبین بلاخره اومدم البته بعد از ۷یا ۸ماهی دلیلی واسه رفتن واومدنم ندارم دلم واسه همتون تنگ شده بود بخصوص واسه بستنی نخورده!!!!!!!!!!!!! تنها کسایی که همیشه بیادم بودن نرگس جون ویکی مثل شما بود ......................... ................ ......
![]()
| De$ign: KhanOomi |


